عباس اقبال آشتيانى
405
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
نمود و در ايام لشكركشى هولاگو به ايران نسبت به او مراسم خدمتگزارى و اطاعت بتقديم رساند ، وفات او به سال 656 اتفاق افتاده . سلطان حجاج ( 656 - 666 ) - قطب الدّين بعد از چهار ماه كه از استيلاى او بر كرمان گذشت قتلغ تركان زوجهء براق حاجب عمّ خود را به ازدواج خويش درآورد و او كه زنى خردمند بود در راندن كار سلطنت شريك شوهر گرديد . چون قطب الدّين مرد قتلغ تركان ايلچى پيش هولاگو فرستاده واقعهء مرگ شوهر را به اطلاع او رساند . هولاگو به پاس خدمات قطب الدّين فرمان حكومت كرمان را بنام فرزندان خردسال او صادر نمود و امر داد كه قتلغ تركان از ايشان نيابت كند . قتلغ تركان هم پسر صغير شوهر خود حجاج را پادشاه خوانده از جانب او بتدبير امور ملكى كرمان پرداخت و يكى از دو دختر خويش يعنى پادشاه خاتون را نيز به زوجيّت باباقا خان داد و اساس كار خود را محكمتر كرد . قتلغ تركان پانزده سال بنام پسر شوهر خويش در كرمان حكومت نمود و در اين مدّت به اشاعهء عدل و ترفيه حال مردم و تربيت اهل علم و فضل و بناى ابنيهء خير پرداخت و نام نيكى از خود به يادگار گذاشت و همهوقت نسبت به ايلخان ايران مطيع و فرمانبردار بود چنان كه در سال 668 موقعى كه اباقا بعزم سركوبى براق خان لشكركشى مىكرد پسر شوهر خود سلطان حجاج را با اردوئى به خدمت او فرستاد و حجاج منظور نظر اباقا قرار گرفته مورد عنايت گرديد . اما حجاج در مراجعت بكرمان نسبت بخاتون از در بىاحترامى درآمد و در مجلس بزمى ملكه را وادار كرد كه در پيش حاضرين برقصد . قتلغ تركان چون حجاج را در مستى ديد اطاعت نمود ولى از اين پيشامد و مخالفتهاى ديگر حجاج رنجيد و باردوى اباقا پيش دختر خود پادشاه خاتون رفت . ايلخان امر داد كه حجاج در امور سلطنت مداخله نكند و حجاج چون در غياب ملكه نسبت باباقا نيز اظهار خصومت كرده بود از ترس كرمان را رها كرده در سال 666 بهندوستان رفت و قتلغ تركان بار ديگر از جانب اباقا حكومت كرمان را در دست گرفت . حجاج از سلاطين هند كمك لشكرى گرفت و براى استخلاص ملك كرمان روى بدان جهت آورد ولى در بين راه مريض شده در سال 670 وفات يافت .